روایت تسنیم از ‌رفاقت ۲ شهید مدافع حرم‌ که با عشق به شهادت به آرزوی خود رسیدند

به گزارش خبرگزاری تسنیم از اصفهان، رفاقت بخش زیبایی از زندگی انسان‌هاست، وقتی که آدمی در زندگی خود رفیقی با مرام و جوانمرد داشته باشد به قول قدیمی‌ها دیگر چه از خدا می‌خواهد. رفیقی که در عین تفاوت‌های فردی بسیاری که با تو دارد در یک راه مهم و اثرگذار به یک آرزو می‌رسید، داستان خرداد ماهی ما هم داستان دو رفیق با مرام است که هر دو یک راه مشترک داشتند و یک آرزوی دیرینه که آن هم شهادت بود و بس.

این دو رفیق که همه شهر و اهل محل آنها را می‌شناختند “مهدی اسحاقیان” و “جواد محمدی” نام دارند و داستان‌شان را حالا دیگر همه می‌دانند و به حالشان غبطه می‌خورند، رفقایی که حالا در یک دنیای دیگر در کنار هم آرام گرفته‌اند و برای عاقبت بخیری راهی که انتخاب کرده بودند شفیع ما شده‌اند.

دقیقا نمی‌دانم قصه رفاقت این دو جوانمرد از کجا آغاز شد، اول چه کسی پیش قدم شد و دست دوستی دراز کرد، نمی‌دانم چه کسی اولین بار آرزوی شهادتش را به دیگری گفت و آن یکی هم با عشق نگاهش کرد، نمی‌دانم در این شهر چند نفر از آغاز این رفاقت خبر دارند اما می‌دانم که همه شهر می‌دانند این دو رفیق با مرام در کنار هم بودند.

سالگرد شهادت این رفقا که به فاصله یک سال از هم به شهادت رسیدند در همین خردادماه است و در ماه مبارک رمضان.

شهید جواد محمدی در ۱۶ خرداد ۹۶ مصادف با یازدهمین روز ماه مبارک رمضان به آرزویش رسید اما رفیق قدیم‌اش یک سال قبل از او شربت شهادت نوشیده و رهسپار شده بود.

اما مهدی اسحاقیان ۲۰ خرداد ۹۵ و در سومین روز از ماه مبارک رمضان به دیار معبود شتافت و رخت شهادت به تن کرد. او به عنوان نهمین شهید مدافع حرم خمینی‌شهر و سومین شهید مدافع حرم از شهرستان اسلام‌آباد «درچه» توابع خمینی‌شهر اصفهان شناخته شده است و در این شهر کسی نیست که او و خانواده‌اش را نشناسد و از قصه رفاقتش با شهید محمدی چیزی نشنیده باشد.

 زینب مداح، همسر شهید مهدی اسحاقیان در مورد همسرش گفت: آقا مهدی ۳۰ اردیبهشت ۹۵ به سوریه رفت و ۲۰ خردادماه ۹۵ به شهادت رسید. او متولد ۱۳۵۸ است و در یک خانواده مذهبی در شهر درچه بزرگ شد.

وی با اشاره به زمان ورود پیکر همسرش به کشور اظهار داشت: روز دوشنبه ۲۴ خرداد پیکر آقا مهدی به معراج شهدای تهران رفته بود و عصر همان روز به فرودگاه اصفهان منتقل شد که در امامزاده جعفر(ع) با استقبال پر شور مردم مواجه شد. مهدی به عنوان نهمین شهید مدافع حرم خمینی‌شهر چهارشنبه ۲۶ خردادماه در گلزار شهدای اسلام‌آباد درچه در کنار مزار سردار محمدباقرمداح پدرم آرام گرفت.

نویسنده‌ای که خاطراتش پس از شهادت در کتابش منتشر شد

همسر شهید اسحاقیان با اشاره به اینکه شهدا واسطه ازدواج او و همسرش شدند، بیان کرد: آقا مهدی عضو گروه طرح بشارت بود. در این طرح کارش این بود که به دیدار خانواده شهدا می‌رفت و وصیتنامه و خاطره شهدا را جمع‌آوری می‌کرد تا بتواند به صورت کتاب دربیاورد. ولی خاطرات خودش هم جزو متن آن کتاب شد.

وی افزود: چون ما خانواده شهید هستیم و پدرم سردار محمد‌باقر مداح از شهدای دفاع مقدس است، یک روز آقای مهدی آمده بود منزل‌مان تا مطالب شهید را جمع‌آوری کند. وقتی مادرم می‌گوید شهید محمد باقر مداح دو دختر دارد، همان لحظه آقا مهدی به خودش می‌گوید «خدایا یعنی می‌شود این خانواده شهید من را به عنوان دامادی قبول کنند» به این صورت شد که قضیه خواستگاری پیش آمد. در واقع شهدا واسطه ازدواج ما شدند.

تاکید به نماز اول وقت و حجاب

همسر شهید اسحاقیان گفت: آقا مهدی به تبعیت از ولایت فقیه خیلی تأکید داشت و چون حضرت آقا به دفاع از مردم سوریه، یمن و عراق توصیه داشتند، او هم دوست داشت جزو کسانی باشد که حرف رهبر را اطاعت کرده‌اند. می‌گفت دوست دارم با رفتن به جنگ، آل‌سعود عصبانی شوند.

مداح افزود: شهید مهدی اسحاقیان به نماز اول وقت خیلی اهمیت می‌داد و هر جا به مسافرت می‌رفتیم تا صدای اذان را می‌شنید توقف می‌کرد و در مسجد همان محله نماز می‌خواند و بعد ادامه مسیر می‌داد. به رعایت حجاب هم توجه و تأکید بسیاری داشت. قبل از اعزامش با هم به کربلا رفتیم، به هر کدام از حرم‌های مطهر که می‌رفتیم، گریه می‌کرد و می‌گفت من آمده‌ام تا امضای قبولی شهادتم را از اهل بیت(ع) بگیرم.

تاکید شهید اسحاقیان به ولایت فقیه در وصیت نامه

در بخشی از وصیت نامه شهید مهدی اسحاقیان آمده است: «از همه دوستان و آشنایان حلالیت مطلبم و امیدوارم بدی‌های مرا به خاطر خدا ببخشند و مرا در دعا خیر خود بهره مند سازند.

از همه دوستان عزیزم حلالیت می‌طلبم و همگی را به خداوند بزرگ می‌سپارم و امیدوارم بنده را در کارهای خیرشان شریک نمایند. رهبر عزیز انقلاب را تنها نگذارید. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما».

گریه شهید مدافع حرم جواد محمدی برسرپیکر شهید مهدی اسحاقیان

وقتی که پیکر شهید اسحاقیان به کشور بازگشت جواد محمدی بر سر پیکرش حاضر شده و در کنارش اشک ریخت، نه او و نه هیچ کس دیگر نمی‌دانست که جواد نیز یک سال دیگر به رفیق شهیدش می‌پیوندند و به آرزوی دیرینه‌اش می‌رسد.

در کنار پیکر شهید مهدی اسحاقیان افراد بسیاری بودند که شهید محمدی هم یکی از آنها بود، در آن لحظه او در چه فکری بود کسی نمی‌داند اما تنها یک سال بعد به شهید اسحاقیان پیوست.

وصال ابدی دو ابرمرد شهر شاهد نمونه کشور

همرزم شهید جواد محمدی در یکی از گفت‌وگوهایش با اشاره به اینکه درچه شهر شاهد نمونه کشور است، گفت: رمضان ۹۵ تا رمضان ۹۶ وصال ابدی دو ابرمرد شهر شاهد نمونه کشور، شهید مهدی اسحاقیان و شهید جواد محمدی شد.

وی افزود: شهید جواد محمدی یکی از جوانان انقلابی و ولایتی درچه بود و از کار فرهنگی و مذهبی کم نمی گذاشت، به نحوی که حتی در مراسم تشییع شهید مهدی اسحاقیان که از دوستان و هم پایگاهی‌هایش به شمار می‌رفت، با تمام وجود خدمت کرد و سنگ تمام گذاشت و چه زیبا که در سالگرد رفیق شهیدش، در سوریه به شهادت رسید.

همیشه آخر قصه‌ها قهرمان به خانه‌اش می‌رسد و قهرمان داستان ما نیز به سر منزل مقصود رسید و در کنار رفیق با مرامش آرام گرفت. رفقایی که با وجود همه تفاوت‌ها شباهت‌های زیبایی داشتند که اولینش عشق به شهادت بود و دیگری‌ها تاکید به حجاب و نماز اول وقت است. آنها رفتند تا حرف و عملشان روی زمین نماند و ما حواسمان به وصایایشان باشد. وصایایی که برایش از جان گذشتند.

انتهای پیام/ش

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *